خرید بک لینک
عجب پاییزی . . . . عجب تولدی ،حتی شمع ِ تولدی را فوت نکردی ، آرزو نکردی ، کیک جشن اَت را نخوردیم عجب روزهای ِ خَــطیری ! رابطه سازی ! دارم بهت به هویت باطنی تو لطمه میزنم دارم شکل زیبایی که هستی و از بین می برم ، دارم کم کم از خودت دورت میکنم دور نشو زیبای ِ من ، تغییر نکن ماه ِ شب تاره ِ من .برای ِ هیچ کس ِ دیگر آن لوح ِ تمیز ِ روحت را کثیف نکن گرد و خاکی مکن . من کردم کافیست،من بد شوم انتخاب خودم هست پس خودم هم بخواهم مهدیس میشوم اما تو را نه ، تو متعلق به خودت نیستی ، برای منی برای مهدیست من تو را آنگونه می خواهم همان حامد ِ خودم را ، همان بمــــان

برچسب: پاییز چه زیباست پاییز دو چشم تو چه زیباست, نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

زمستان زود هنگام از راه رسید... خیلی رود.... حتی به پاییز فرصت تمام شدن هم نداد... در نیمه راه جانش را گرفت... حتی به درختان هم فرصت نداد تا تخت پادشاهی فصل ها را لمس کنند... به یک باره خشکشان کرد... خشک مثل من.... مثل... تو... دنیای بی رحمیست... دنیایی که من با این همه بی تجربگی و شناختِ اندکم به آن پی برده ام... نمیخواهمش... به چه قیمتی باید زیست؟! از زیستن چه می خواهی به ما بیاموزی؟ درد را؟!؟؟؟ نمیفهمم... در مغز کوچک من نمیگنجد پروردگارا تو بگو چه هدفی از خلقت این موجود دوپا داشتی!!!؟ خسته ام... کاش مثل آنها به خواب فرو میرفتم... به خوابی بدور از تشویش، دلهره، نگرانی.... د

برچسب: سرمای استخوان سوز,فیلم سرمای استخوان سوز, نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

قربان صدقه ات که نروم ، حرف از حرف حساب که پیش بیاید میفهمم این طور می شود آن طور هم نمیشود پس چه طور میشود خدا میداند ، او آگاه است ، اوست خالق یکتا ، اوست قادر بی همتا ما در پناه اوییم ، غصه اش رانخور ، اگر هم بخوری بدان یک روزی یک جایی ، او خود از دلت در می آورد چون اوست تنها پناهمان غصه اش را نخور چون تو تکیه گاه ِ منی چون هنوز خیلی راه مانده حنی خشت اول را نچیدی ، خیلی مانده تا از حالا بشکنی دیگر قدرتی نمی ماند که خشت ها را روی ِ هم بچیند قوی باش تا با قـــَـدرت بچینی تمام ِ آن چه را برایمان مانده لحظه های ِ سختی هست ،دیگر هیچ کداممان نای ِ ادامه دادن ن

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

دستگیرم شد که هیچکس، نه حتی تو، نمیتواند بفهمد من چطور با آن فقدان کنار میآیم. خیال میکردم تو می فهمی، خیال میکردم میتوانیم چند کلمه با هم قسمت کنیم. درست است، شاید من کلمههای زیادی از تو میخواهم. دلم میخواهد این را حدس بزنی و همهی نشانهها را از بین میبرم. این خواسته دیگر روی پیشانیام نیست. دیگر از او حرف نمیزنم. گاهی فقط کنایهای دور. هیچوقت شکایت نمیکنم. حتی گاهی قیافهام شاد است، حق با توست. دوباره از دست زندگی عصبانی شدهام، عصبانیتی که آدم را لای منگنه میگذارد. بازی درمیآورم. اما این چهرهی تازه به درد نمیخورد. به

برچسب: هیچ کسان 4,هیچکس فیروز,هیچکس آهنگ جدید,هیچکس دانلود,هیچکس فیسبوک,هیچکس و امینم,هیچکس اهنگ,هیچکس عکس,هیچکس بیوگرافی,هیچکس سروش, نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

به حدی حس نفرت و انزجار تو وجودم جمع شده، از تو، از خودم، از رابطه ی مزخرفی که تو داری هدایتش میکنی به سینه قبرستون

حال خرابی دارم که فقط خودم میفهم

از اینکه تو انقدر ساده میتونی همه چیزو به هم بریزی حالم بهم میخوره.... از همه تون از همه چیز از این دنیای مزخرف....

آرامش ابدی بیا... بیا... بیا...

برچسب: نفرتيتي,نفرت,نفرتیتی,نفرتاري,نفرت پراکنی,نفرتيتي تجميل,نفرتيتي وسيدنا يوسف,نفرت از همسر,نفرت دارم ازت,نفرت از عشق, نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

همین امروز به خودم گفتم حالا ک همه چیز آروم شده... یه آرامش نسبی داره بهمون برمیگرده... چه خوبه بیام اینجا از خوب بودنمون بنویسم... ولی آرامش به من یکی نیومده... به سرعت... به سرعت نور.... به سستی خونه ی روی آب... میتونه همه چی تغییر کنه... حالا چند وقتیه که شک و بد بینی و داره وارد ما میشه... وقتی یه رابطه به این سمت سو میره باید تا تحشو خوند... من هرگز به خودم اجازه همچین فکری راجب تورو نمیدم... میدونی چرا؟ چون از خودم مطمدنم... چون میدونم خطایی نکردم که بخواد سرم بیاد... نمیدونم دلیل فکرای تو چیه؟....

برچسب: خیال باطل,خیال باطل منوتو,خیال باطل قسمت 9,خیال باطل شعر,ویدیو خیال باطل,زهی خیال باطل,زهی خیال باطل یعنی چه,فیلم خیال باطل,مستند خیال باطل,زهی خیال باطل به انگلیسی, نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

کنار من تمام تو .... چقدر شبیه دنیامه امروز 95/04/03 سومین سالروز پیوندمون مبارک تو این سه سال خیلی اتفاقها افتاد و ما از همشون عبور کردیم الان فقط و فقط من و تو موندیم کنار هم... میبینی این دنیا ارزش هیچیزو نداره جز اینکه از لحظه، لحظه با هم بودنمون لذت ببریم.... هر ثانیه اش که بگذره قابل بازگذشت نیست از خدا میخوام این درجه از درک و کمال رو به ما بده که از ثانیه های با هم بودنمون به درستی استفاده کنیم... زندگی پر از عشق و محبت برای هردومون ارزو میکنم و از خدا می خوام تو این راه کمکومون کنه... دوسست دارم مهدیسم...

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

نمیدونم این بیخوابی از سر شوقه یا از روی دلشوره و اضطراب دوساعت از وقتی ک به هم شب بخیر گفتیم میگذره و من هنوز نتونستم بخوابم فردا قراره بریم کلیپمونو بسازیم, تو ذهنم کارامونو برنامه ریزی میکنم مدام به این فکر میکنم که همه میگن فردا قراره طوفان بیاد.... انگار دلشوره های من قرار نیست تموم بشه... هرچی نزدیک تر میشیم انگار ثانیه ها دیرتر میگذرند.... هنوز ماشینمون مشخص نشده ست... هنوز من برات چیزی نخریدم... هنوز نمیدونم چه اتفاقات غیر قابل منتظره ایی قراره برامون پیش بیاد الان احساس میکنم خیلی کارها هست که انجامش ندادم... از یه چیزی خیلی مطمئنم اونم اینه که خ

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

صفحه بندی